X
تبلیغات
مدرسه تفسیر - نشوز زن و مرد از نگاه قرآن کریم

مدرسه تفسیر

تفسیرهائی روان از آیات الهی و موضوعات قرآنی

دربخش آخربه این سوال می رسیم که اگر با تمهیداتی که در آیات الهی به آن اشاره شده نتیجه ای حاصل نگردد و اختلافات جدی تر شود، در این صورت چه باید کرد؟

اگر زن یا مرد تنوانستند در مراحل قبل به تفاهم برسند و یا اصلا احتمال تاثیر نمی دهند ومثلا اگر مرد اطمينان داشته باشد كه چاره‏جوئى‏هاى مزبور اثرى در وضع نشوز زن نخواهد داشت و زن نشوز خود را به عواملى قابل توجه مستند ميداند ، در اين صورت مطابق آيه وَ أَنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنَهِما . . . بايد به حكمين براى حل اختلاف مراجعه شود ، در این آیه آمده است:

 وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً[1]

یعنی: و اگر ترسيديد كار به جدايى بكشد، داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن بفرستيد، كه اگر بناى آن دو به اصلاح باشد خداى تعالى بينشان را توافق پديد مى‏آورد، كه خدا همواره دانايى با خبر است

نکته جالب توجه در آیات مطرح شده اینست که در هرسه آیه، خداوند متعال بحث خوف را مطرح می کند، در دو آیه اول می فرماید اگر زن ویا مرد بترسند که همسرش نزدیک به نشوز می شود یعنی احتمال می دهد که همسرش با این اخلاق ورفتارش نشوز خواهد کرد، صرف وجود خوف و احتمال عقلائی بایست به احکام مطرح شده در آیه مذکور عمل نماید،همانطور که در آیه سومی می فرماید وان خفتم شقاق یعنی اگر احتمال اختلاف شدید بدهند لازم است که حکمین بگیرند و جلوی طلاق و جدائی را بگیرند.  آیه مذکور به سه نکته اساسی اشاره دارد:

1) خداوند می فرماید: وان خفتم یعنی ما به محض وجود احتمال عقلائی مکلف به رفع اختلاف هستیم

2) خداوند می فرماید فابعثوا یعنی بر خود و اقوام لازم است که به محض احتمال عقلائی شقاق و جدائی اقدام به حل اختلاف کنند و آنرا به تاخیر نیاندازند.( فاء در ادبیات عرب دلالت بر فوریت می کند یعنی باید در انجام آن کار تعجیل کرد )

3) خداوند درآیه مذکور امرمی کند به اینکه در زمان اختلاف از میان خودتان ( هم از طرف مرد وهم ازطرف زن ) کسانی را به عنوان حکم و واسطه برای حل اختلافات انتخاب کنید واین حکمین( که از خودتان هستند ) نمی توانند حکم به جدائی کنند بلکه باید نهایت تلاش خود را در حل اختلافات انجام دهند. از امام صادق عليه السلام درباره‏ى «فَابْعَثُوا حَكَماً ...» سؤال شد، حضرت فرمود: حكمين نمى‏توانند به طلاق و جدايى حكم كنند، مگر آنكه از طرفين اجازه داشته‏ باشند.( یعنی آخرین راه حل باید باشد )[2]

واما سر در انتخاب حکمین از اقوام و فامیل خود این است که چون داوران از خود فاميلند، مورد اعتماد طرفين مى‏باشند واسرار دادگاه به بيگانگان نمى‏رسد و مسائل اختلافى در ميان خودشان مى‏ماند و تعهد واحساس مسولیت بیشتری دارند و داوران در محاكم معمولى، در جريان اختلافات غالبا بى‏تفاوتند( تنها به قانون عمل می کند و مسولیت بیشتر از این ندارند ) در حالى كه در محكمه فاميلى حكمين نهايت كوشش را به خرج مى‏دهند كه صلح و صميميت در ميان اين دو برقرار شود



[1] سوره مبارکه نساء ایه 35

[2] تفسیر نور ج2 ص286

+ نوشته شده در  Fri 3 Dec 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

بررسی احاکم نشوز

 

سوال دراین است که آیا زن برای حفظ خانواده ملزم به چشم پوشی از تمام حقوق خود است یا می واند از هیچ یا بعضی صرف نظر نکند. بعضى از نويسندگان گمان كرده‏اند كه زن در موقع نشوز مرد بايد دست ازتمام حقوق خود بردارد ، تا مرد به فكر طلاق نيفتد و برخی دیگر قائلند که زن در حدی که بتواند توجه شوهر را به خود جلب کند می تواند از بعض یا تمام حقوق خود صرف نظر کند وهیچ الزامی دراین نیست و زن اختیار کامل دارد. علامه جعفری در این زمینه می نویسد:  كه اين گمان ( اینکه زن باید از تمام حقوق خود صرف نظر کند ) به مبناى فقهى اسلامى كه كتاب و سنت و اجماع و عقل  است ، مستند نميباشد، آنچه كه آيات قرآنى ميگويد : اصلاح رابطه زن و مرد است ، اين اصلاح بر دو نوع است : اصلاح شخصى . اصلاح قانونى . اصلاح شخصى ما بين زن و مرد ، چنانكه مرد ميتواند در موقع علاقه به ادامه تشكل خانوادگى به گذشت‏هائى كه از طرف وى نيازمند باشد ، عمل كند ، همچنين ممكن است با گذشت‏هائى از طرف زن تحقق بپذيرد . اصلاح قانونى مراجعه به حكمين و يا حاكم است كه با نظر به مصلحت طرفين حكم صادر مينمايد اينكه در بعضى از روايات و فتاواى فقهاء ، گذشت زن مطرح شده است ، بهيچ وجه الزامى نيست ، بلكه براى اصلاح شخصى ميان زن و شوهر در ادامه حيات خانوادگى ميباشد[1]


[1] شرح نهج البلاغه ج11 ص 283

+ نوشته شده در  Tue 9 Nov 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

نشوز زن

نشوز زن

واما اگر زن در زندگی مشترک ناشره شود بطور مثال، تمکین نکند و یا بدون اجاره به هرکجا که بخواهد می رود و در دسترس نباشد، در این صورت مرد اگر احتمال درست شدن اوضاع را می دهد باید سه کار طبق قرآن انجام دهد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 12 Oct 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

نشوز مردان

نشوز مردان

با توجه به مطالب ارائه شده، نشوز در مردان به دو صورت قابل تصور است

الف) جنبه مالی : دراین قسم در ماور مالی کوتاهی می کند، مثلا مرد از سر بخل و خساست نفقه واجب زن را نمی دهد و حقوق واجبش را رعایت نمی کند، و یا مهریه او را عندالمطالبه ندهد ویا عذا ، لباس و مسکنی که درشان اوست فراهم نکند و در این زمینه کوتاهی کند.

ب) ویا جنبه معنوی دارد: مرد حقوق مادی واجب زن را رعایت می کند ولی به زنش بی توجهی می کند مثلا در عمل جنسی که نقطه اتکاء زندگی و عامل اصلی کنار هم قرار دادن زوجین است، بی میلی می کند و این خود بر دو دلیل عمده است، یا اینکه این بی میلی بخاطر اعمال بد و اخلاق ناپسند و ناخوشایند زن است

 ج) ویا اینکه این بی میلی بخاطر حس انتقام‏جوئى و خودخواهى و ديگر صفات رذل حيوانى در مردباشد.

 زن در صورت اولی ( درصورتی که زن تمکین می کند )اگر موعظه سودی نبخشید می تواند برای احقاق حق خود به محکمه شکایت کند و قاضی طبق قانون شوهر را مجاب می کند تا حقوق زن  را رعایت کند و اگر نشد خود قاضی از اموال مرد حقوق زن را می دهد. ودر صورت سومی، هيچ جاى ترديد نيست كه مرد مرتكب جرم شده است . دلايل عقلى و قرآنى و سنتى و اجتماعى كه منابع فقه و حقوق اسلامى مى‏باشند ، دستور اكيد براى از بين بردن جرم با هر طريق ممكن صادر نموده و در صورت بى‏اعتنائى مكلف به آن دستور ، تعزير ( تنبيه ) و كيفر مقرر داشته‏اند.[1] واما در صورت دوم زن باید دل شوهرش را به دست بیاورد و با صرف نظر کردن از برخی حقوق خود توجه او را به خود جلب کند، آنجا که می فرماید:  فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ.



[1] شرح نهج البلاغه ج11 ص 281

+ نوشته شده در  Tue 7 Sep 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

بررسی آیات نشوز

بررسی آیات نشوز

تفاوت حکم نشوز زن و مرد در آیه مذکور

در اینجا این سوال مطرح می شود که چرا قرآن در برابر نشوز زن و مرد دو حکم متفاوت قرارداده است؟ به عبارت دیگر چرا در برابر نشوز زن سختگیری بیشتری کرده است؟

 قرآن کریم در برابر سرپیچی و عصیان زن سه مرحله قائل است

اول: موعظه کردن (فَعِظُوهُنَّ )، یعنی اگر زن حقوق مرد را رعایت نکند مرد در مرحله اول او را موعظه کند

دوم: ترک همخوابگی (اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ )

سوم: تادیب با ضرب (اضْرِبُوهُنَّ )

ولی در برابر نشوز مردان می فرماید: فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ

یعنی اگر مردان حقوق زنان را رعایت نکردند زنان بهتر است مصالحه کنند تا اختلاف منجر به طلاق نشود.

اما در آیه 128 همان سوره در برابر نشوز مردان می فرماید: فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ یعنی زنان بهتر است برای حفظ خانواده مصالحه کند و از بعض یا تمام حقوق خود صرف نظر کند. در نگاه اول این سوال پیش می اید که آیا قرآن کریم در حق زنان نعوذ بالله ظلم و ستم روا داشته و حقوق زنان بطور کامل رعایت نشده است.؟

ممکن است در مرحله اول و در نگاه سطحی به آیات فوق این مساله به نظر برسد که خداوند در برابر نشوز زنان حکم سخت تری داده است و حقوق کامل زنان در این آیه استیفاء نشده است ولی با مطالعه بیشتر در آیات فوق و تفاسیر مختلف خواهیم دید که هیچگونه ظلم و ستمی بر جنس زن روا نشده است. برای رسیدن به جواب بایست ابتداء نشوز مردان و زنان را همراه با احکام آن از منظر آیات و روایات مورد بررسی قرار دهیم

+ نوشته شده در  Mon 26 Jul 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

معنای نشوز ومحدوده آن

 

نشوز به چه معناست؟

نشوز یعنی برتری وعصیان کردن مرد بر زن و زن بر مرد[1]

درمجمع البحرین آمده است: النشز و هو المكان المرتفع به معنای مکان مرتفع است[2]

ودر کتاب العین آمده است: نشز: نشز الشي‏ء، أي: ارتفع و جمعها: نواشز. و قلب ناشز إذا ارتفع عن مكانه من الرع[3]

نشوز در اصل از ماده نشز به معنى زمين مرتفع ميباشد و هنگامى كه در مورد زن و مرد به كار مى‏رود به معنى سركشى و طغيان است[4]

 نشوز در اصطلاح یعنی، مرد از حقوق واجب زنش و بالعکس زن از حقوق شوهرش امساک و خوداری کند و حقوق یکدیگر را محترم نشمارند

محدوده نشوز چیست

رعایت نکردن حقوق واجب از طرف زن یا مرد نشوز حساب می شود لذا قبل از هرچیزی باید معلوم شود که حقوق واجب زن بر مرد و مرد بر زن در احکام اسلامی چیست.؟ توضیح المسائل مراجع بزرگوار کهبرگرفته از آیات و روایات است، می تواند دراین زمینه راهگشا باشد. حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه در کتاب تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى النفقات و دیگر فصول، به بسیاری از مسائل  بطور مفصل پرداخته است. حقوق زوجین از نگاه اسلام به قرار زیر است:

حقوق مرد نسبت به زن

حقوق شوهر نسبت به زن عبارتند از

الف - عدم خروج از منزل مگر به اذن شوهر

 ب - عدم جو از صدقه دادن، نذر كردن ويا قسم خوردن مگر به اذن شوهر

ج - تمكين به شوهر در هر زمانى كه مرد بخواهد

د - پاك كردن خود از هر چيزى كه باعث دور كردن شوهر از تمتّعات جنسى است

ه - رعايت نظافت و آرايش كردن در صورتى كه شوهر آن را طلب كند

رعایت موارد فوق بر زنان درحد توان واجب است و مسائل دیگر مثل آشپزی یا بچه داری وامثالهم بر زن واجب نیست. علامه محمدتقی جعفری به نقل از صاحب جواهر می نویسد: فقها فتواى فخر الدين را كه گفته است : نشوز زن شامل آن ميشود كه زن براى مرد آب نياورد و يا رختخوابش را آماده نكند ، جداً طرد نموده‏اند و ميگويند اين مسائل وظيفه واجبى زن نيست[5]

حقوق زن نسبت به شوهر عبارتند از

الف - تهيه غذا به اندازه متعارف

ب - تهيه پوشاك به اندازه شأن زن

ج - تهيه وسايل مورد لزوم خانه

د - تهيه مسكن متناسب با شأن و منزلت اجتماعى زن

ه - اگر زن از روى جهل، اشتباهى انجام داد مرد او را ببخشد

و - خوش رويى و خوش رفتارى با زن

ز - تعليم احكام و مسائل اعتقادى (به وجوب كفايى)

ح - حداقل هر چهار ماه يكبار با او آميزش كند[6]

رعایت هرکدام از این موارد درحد توان بر شوهر واجب است و مرد نمی تواند برآن بخل بورزد

آقايان بايد توجه داشته باشند کارهائی مانند عصبانى مزاج بودن،بد خلقی، يكدندگى در منزل، امر و نهى كردن زياد به گونه‏اى كه تنها تصميم گيرنده در منزل باشند، نداشتن سعه صدر و تحمل، نداشتن گذشت در اتفاقات زندگى و مواردى از اين قبيل، زمينه‏هاى بسيار مساعدى هستند كه باعث مى‏شوند مرد حقوق همسر خود را ايفا نكند، در نتيجه علاوه بر اينكه معصيت كار بوده، ناشز نيز مى‏شود. زيرا با توجه به حقوق زن نسبت به مرد مانند خوشرفتارى كردن با زن و يا بخشيدن اشتباهات او و... مرد بايد در خانه، فضايى صميمى و دوستانه را فراهم آورد تا از بروز هر گونه ناهنجارى جلوگيرى شود

همانطورکه مشاهده می کنید وظائف مرد در قبال زن بسیار سنگین تر از وظائف زنان ، بخاطر اینکه مردان علاوه بر رعایت مسائل مادی( پوشاک ، خوراک ،مسکن و ... )، ملزم به رعایت مسائل معنوی و اخلاقی( خوش خلقی و ... ) هم هستند و این، کارشان را دو چندان می کند


[1] قاموس ج7 ص 65

[2] مجمع البحرین ج4 ص39

[3] العین ج6 ص 232

[4] تفسیرنمونه ج4 ص150

[5] شرح نهج البلاغه ج11 ص278

[6] احكام روابط زن و شوهر، تالیف معصومی، سيد مسعود برای مراجعه آسان تر به کتاب

+ نوشته شده در  Wed 30 Jun 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  | 

نشوز زن و مرد

نشوز زن و مرد

در مطالعات قرآنی به مساله نشوز در خانواده برخوردم مایل بودم تا ببیینم دیدگاه قرآن کریم در این زمینه چیست، این مساله که آیا اسلام حقوق زنان را رعایت کرده یا نه بسیار ذهنم را به خود مشغول کرده بود و دائما با بررسی آیات و احکام اسلامی درصدد پیدا کردن جواب بودم تا اینکه مقاله بررسی تطبیقی جایگاه زن در تاریخ و اسلام را نوشتم ولی هنوز احساس می کردم برخی سوالات در ذهنم بدون جواب مانده است، یکی از آنها مساله نشوز است که چرا خداوند در برابر نشوز مردان حکمی متفاوت با حکم نشوز زنان می کند تا اینکه در این زمینه به مطالعه بیشتر پرداختم و حاصل آن این شد.

 

 قرآن معجزه همیشه زنده مسلمین به عنوان قانون اساسی برای هدایت بشری شناخته می شود، از اینرو دشمنان اسلام عزیز همواره در پی تخریت وجهه قرآن کریم هستند و از ابراز هر اشکالی با هر مبنائی دریغ نمی کنند. قرآن به عنوان کتاب همیشه جاوید دارای قوانین جامع و بی نقص برای هر زمان و عصری  می باشد در روایتی آمده است: ... الله تبارك وتعالى لم ینزله لزمان دون زمان ، ولا لناس دون ناس ، فهو في كل زمان جديد ، وعند كل قوم غضٌّ إِلى يوم القيامة[1]

امام (ع) در جواب سوال می فرماید : خداوند قرآن را برای زمانی خاص و مردمی خاصنازل نکرده( قرار نداده است ) بلکه قرآن برای همه زمانها و همه مردم است و فرآن برای هر عصر و زمانی جدید است و نزد هر قومی ترو تازه است تا روز قیامت

دشمنان اسلام با آگاهی از آن برای تخریب این نقطه ثقل، اقدام به اشکال تراشی و ایجاد شبهات در شبکه های ماهواره ای وسایتهای گوناگون می کنند. یکی از مسائلی که برآن تاکید بیشتری دارند مساله حقوق زنان در جامعه اسلامی است و در پی آن با نگاه سطحی به برخی آیات الهی اقدام به ایجاد شبهه می کنند. یکی از مسائل مورد بحث آیه نشوز است که چرا درمورد زنان چنین فرموده ودرمورد مردان چنان، در این مقاله سعی می شود تا به این مساله رسیدگی وبه شبهات مطروحه پاسخ داده شود

 نشوز در قرآن کریم

دو آیه در قرآن کریم در سوره مبارکه نساء به بحث نشوز مردان وزنان و حکم آن پرداخته است

آیه اول:

فَالصَّلِحَتُ قَنِتَاتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ  وَ الَّاتىِ تخََافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ  فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيهِْنَّ سَبِيلاً  إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيًّا كَبِيرًا[2]

....و اگر زنى بيم داشت كه شوهرش با وى مخالفت و بد سلوكى كند يا از او دورى گزيند باكى نيست كه هر دو تن به گونه‏اى به راه صلح و سازش باز آيند، كه صلح به هر حال بهتر است، و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره يكديگر) نيكويى كرده و پرهيزكار باشيد، خدا به هر چه كنيد آگاه است

 

آیه دوم

وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرا[3]

و اگر زنى بيم داشت كه شوهرش با وى مخالفت و بد سلوكى كند يا از او دورى گزيند باكى نيست كه هر دو تن به گونه‏اى به راه صلح و سازش باز آيند، كه صلح به هر حال بهتر است، و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره يكديگر) نيكويى كرده و پرهيزكار باشيد، خدا به هر چه كنيد آگاه است

تذکر: این دو آیه شریفه از معدود آیاتی هستند که به مساله نشوز زن در مقابل مرد و مرد درمقابل زن پرداخته است ودر آن احکام هرکدام را به صورت زیبا و جامع بیان کرده است، اما با این وجود سوالی در این زمینه مطرح می شود در ادامه به آن بررسی خواهد شد.

ادامه دارد....

[1].مسند امام الرضا ج1 ص309

[2] سوره مبارکه نساء ایه 34

[3] سوره مبارکه نساء ایه 128

+ نوشته شده در  Wed 9 Jun 2010ساعت   توسط عباداله فضلیان  |