اگر زن یا مرد تنوانستند در مراحل قبل به تفاهم برسند و یا اصلا احتمال تاثیر نمی دهند ومثلا اگر مرد اطمينان داشته باشد كه چارهجوئىهاى مزبور اثرى در وضع نشوز زن نخواهد داشت و زن نشوز خود را به عواملى قابل توجه مستند ميداند ، در اين صورت مطابق آيه وَ أَنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنَهِما . . . بايد به حكمين براى حل اختلاف مراجعه شود ، در این آیه آمده است:
وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً[1]
یعنی: و اگر ترسيديد كار به جدايى بكشد، داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن بفرستيد، كه اگر بناى آن دو به اصلاح باشد خداى تعالى بينشان را توافق پديد مىآورد، كه خدا همواره دانايى با خبر است
نکته جالب توجه در آیات مطرح شده اینست که در هرسه آیه، خداوند متعال بحث خوف را مطرح می کند، در دو آیه اول می فرماید اگر زن ویا مرد بترسند که همسرش نزدیک به نشوز می شود یعنی احتمال می دهد که همسرش با این اخلاق ورفتارش نشوز خواهد کرد، صرف وجود خوف و احتمال عقلائی بایست به احکام مطرح شده در آیه مذکور عمل نماید،همانطور که در آیه سومی می فرماید وان خفتم شقاق یعنی اگر احتمال اختلاف شدید بدهند لازم است که حکمین بگیرند و جلوی طلاق و جدائی را بگیرند. آیه مذکور به سه نکته اساسی اشاره دارد:
1) خداوند می فرماید: وان خفتم یعنی ما به محض وجود احتمال عقلائی مکلف به رفع اختلاف هستیم
2) خداوند می فرماید فابعثوا یعنی بر خود و اقوام لازم است که به محض احتمال عقلائی شقاق و جدائی اقدام به حل اختلاف کنند و آنرا به تاخیر نیاندازند.( فاء در ادبیات عرب دلالت بر فوریت می کند یعنی باید در انجام آن کار تعجیل کرد )
3) خداوند درآیه مذکور امرمی کند به اینکه در زمان اختلاف از میان خودتان ( هم از طرف مرد وهم ازطرف زن ) کسانی را به عنوان حکم و واسطه برای حل اختلافات انتخاب کنید واین حکمین( که از خودتان هستند ) نمی توانند حکم به جدائی کنند بلکه باید نهایت تلاش خود را در حل اختلافات انجام دهند. از امام صادق عليه السلام دربارهى «فَابْعَثُوا حَكَماً ...» سؤال شد، حضرت فرمود: حكمين نمىتوانند به طلاق و جدايى حكم كنند، مگر آنكه از طرفين اجازه داشته باشند.( یعنی آخرین راه حل باید باشد )[2]
واما سر در انتخاب حکمین از اقوام و فامیل خود این است که چون داوران از خود فاميلند، مورد اعتماد طرفين مىباشند واسرار دادگاه به بيگانگان نمىرسد و مسائل اختلافى در ميان خودشان مىماند و تعهد واحساس مسولیت بیشتری دارند و داوران در محاكم معمولى، در جريان اختلافات غالبا بىتفاوتند( تنها به قانون عمل می کند و مسولیت بیشتر از این ندارند ) در حالى كه در محكمه فاميلى حكمين نهايت كوشش را به خرج مىدهند كه صلح و صميميت در ميان اين دو برقرار شود
